السيد الخميني

6

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

قلم نه ، بيان هم نه ، اينها آزاد نه ! آن آزادى كه آنها مىگفتند و هِى آزاد آزاد مىكردند اين معنا بود كه مشروب فروشى بيشتر از كتابفروشى باشد ، و مراكز فحشا بيشتر از مراكز علم باشد . جوانهاى ما را بِكشند به آن مراكز فحشا . خوب ، جوان است و اول جوانى است ، وقتى راه باز باشد و تبليغات باشد و آسان كنند كار را برايشان ، كشيده مىشوند به آن طرف . وقتى يك جمعيت كه بايد براى مملكتشان فاعل باشند ، مؤثر باشند ، اين را كشيدند به طرف فحشا ، اين ديگر نمىتواند ، اين مغزِ عادت كرده به فحشا ، فكر بكند كه نفت ما را كى مىبَرد ، به فكرش نمىآيد هيچ ، و اينها مىخواهند اين طور باشد . به حمد اللَّه آنى كه حالا به ما مژده مىدهد همين تحولى است كه پيدا شده ؛ يعنى جوانها از آن طرف كشيدند به خيابانها و فرياد زدند بر ضد استعمار و بر ضد ديكتاتورى . حالا هم رشد همچو شده است كه مشغولند ، خودشان به طور خودكار ، بدون اينكه تبليغاتى لازم داشته باشند به طور خودكار ، مشغولند به اينكه تربيت كنند بچه‌ها را . تربيت انسانى و اسلامى فرزندان تربيت كنيد اين بچه‌ها را به تربيت انسانى ، تربيت اسلامى كه همان تربيت انسانى است . اگر اين مملكت مسلمان بشود ، تربيت تربيت اسلامى باشد ، هيچ قدرتى نمىتواند مقابلش بايستد . چنانچه ديديد كه اين قدرتى كه شكست داد اين قدرت بزرگ را همين قدرت ايمان بود . همين بود كه فرياد مىكردند كه شهادت مىخواهيم . حالا هم دارند هِى مىگويند ، هِى هم زنها هم مىگويند ؛ مردها هم مىگويند . اين قدرت بود كه جلوى اين فسادها را گرفت و شكست داد اينها را . اين قدرت را حفظش كنيد . اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكتى باشد از خودتان باشد ، كشورتان يك كشور سالم باشد ، يك كشور مفيد باشد ، خودكفا باشد ، بايد از اين سوغاتيهايى كه غرب براى ما فرستادند و مىفرستند [ اگر به ] ما اين معنا گفته بشود كه ما با صنعت خارجيها يا علم مربوط به صنعتشان مخالفيم ، ابداً مخالف نيستيم . ما با اين آزاديهايى كه از غرب مىآيند و اينها هم دامن به آن مىزنند و آزادى وارداتى است ، با اين مخالفيم . اينكه جوانهاى ما را به تباهى